دوستت دارم

بدترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

مرا بشناس اگر می توانی!

قبل از اینکه بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن

از خیابانها, دشتها و کوههایی گذر کن که من کردم

اشکهایی را بریز که من ریختم

دردها و خوشیهای من را تجربه کن

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره بر پا خیز و مجددا در همان راه ,سخت قدم بزن

همان طور که من انجام دادم

بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

آن وقت است که بیشتر مرا درک خواهی کرد و برای اشتباهاتم واعظ نمی شوی

می دانم و می دانی که کسی نمی تواند کفشهای دیگری را بپوشد و در راه او قدم بردارد و . . . . . . . 

اما می شود فقط و فقط به حرف های دل انسانی گوش داد , آری می شود همدیگر را بشنویم

باری زیستن سخت ساده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 15:1  توسط ساینا  | 

خداحافظ

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم

در تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟!

خداحافظ تو ای همپای شب های عزل خواهی

خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم ؟

خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 14:57  توسط ساینا  | 

خواهم مرد!!!!!!

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 14:55  توسط ساینا  | 

نفس

وقتی دلت میگیره . . .

وقتی دلت آواره میشه . . .

وقتی سرپناهی نداری . . .

وقتی میفهمی که دنیا با همه ی قشنگیهای زودگذرش فقط یه بازی  

بوده و تو بازیگرش . . .

وقتی چشمات پراشک هست و یه شونه ی مهربون برا گریه کردن

نداری . . .

وقتی چشماتو میبندی و مرگ آرزو میکنی . . .

به نظرت نفس کشیدن درسته  . . .؟

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:36  توسط ساینا  | 

فقیری

محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم


آنچه را که اسمش غرور گذاشته ام


برایت به زمین بکوبم...


احساس من قیمتی داشت


که تو برای پرداخت آن فقیر بودی...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:23  توسط ساینا  | 

بغض من

هر آهنگی که گوش میدهم ،

 

به هر زبانی که باشد ، بغضم را میشکند . . .

 

نمی دانم . . .

 

 بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است !!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:22  توسط ساینا  | 

همه مرا به خنده هاي با صدا ميشناسند؛

 

اين بالشت بيچاره ،به گريه هاي بي صدا!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:22  توسط ساینا  | 

اين تو نيستي كه مرا از ياد برده اي

اين منم كه به يادم اجازه نميدهم

حتي از نزديكي ذهن تو عبور كند

صحبت از دلتنگي نيست ...

صحبت از لياقت است ...!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:21  توسط ساینا  | 

چرا زنده ام

ساعت ها به اين ميانديشم كه چرا زنده ام هنوز؟

 

مگر نگفته بودم بي تو ميميرم ...

 

خدا يادش رفته است مرا بكشد

 

 يا

 

 تو قرار است برگردي؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:20  توسط ساینا  | 

هیچکس ندانست که کوه

 

 

چون سنگ بود تنها شد

 

 

یا چون تنها بود سنگ شد...!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:17  توسط ساینا  | 

غــریبــه...

دلــــم یــــک غــریبــه مـی خــــواهـــــد !

بیایـد ، بنـشـینـیـد ، فــقط سکــوت کنـد !

و مــن هــی حــرف بـزنـم و بـزنـم و بـزنـم

تــا کمـــی کــــم شـود ایـن همـه بـار ....

بعــــــــد بـلـنــــد شـــــــــود و بـــــــــرود !

انـگـــــــــــــــار نــه انـگـــــــــــــــار .......!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 15:16  توسط ساینا  | 

اسمون ما!!!!!!

آسمون منو تو يه مدته سياه شده

 

 گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده

 

 اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده

 

 اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده

 

 اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده

 

 ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده

 

 گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري

 

S A L I J O O N

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 16:30  توسط ساینا  | 

دیگه با من نیستـــــــــــــــــــــــی.....

 

دلم با تو بود

تو ولی سرد شدی

آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم

و تو به من تهمت سرد شدن زدی . . .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 17:47  توسط ساینا  | 

برای بعضی درد ها
نه می توان گریه کرد ...
نه می توان فریاد زد ...
برای بعضی از دردها ...
فقط می توان
نگاه کرد و شکست ...

 

 

                           ********************************

 

هميشه دلتنگي به خاطر نبودن
كسي نيست
گاهي بخاطر بودن
كسي ست كه حواسش به تو نيست

 

                       ***********************************

 

امروز به غصه ي دل من گوش ميکني و فردا مرا

چون غصه فراموش ميکني... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 16:20  توسط ساینا  | 

بــــــــــــــــــوسه

بـــوسه مگر چیست؟فشار دولب انکه گناه نیست چه روز و چه شب

بــوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بــوسه یعنی عشق در اعماق شب

بــوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بــوسه یعنی لذت از دلدادگی،لذت از شب،لذت از دیوانگی

بــوسه یعنی حس خوب طعم عشق،طعم شیرینی به رنگ سادگی

بــوسه یعنی اغازی برای مــا شدن،لحظه ای با دلبری تنهــاشدن

بــوسه اتش میزند برجسم وجان

بــوسه برمیدارد این شرم را از میان

بــوسه یعنی عشق خـالی از گناه

بــوسه یعنی قلب من از انِ تـــــــــــــــــو...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:38  توسط ساینا  | 

مــــرده منم....

کــــــــــــی میگه مرده نفس نمیکشه

کـــــــــــی میگه نبض جسد نمیزنه

خوبه که چشمــاتو واکنی ببینی مرده چقدر شکل منه

دیگه دارم می پوسم تواین کفن

روی زخمام تو دیگه نمک نزن

هی از این و اون نپرس مرده کیه؟

اره اون مرده منم جز من کیه؟

اشکی که هنوز تو چشمامی،شعری که همیشه رولبهــامی

بغضی که هنوز تو گلومه  رفتی دیگه دارم میمیرم 

بدون تو چقدر حقیرم نــــــرو اگه بری میمیرم 

بمون

بمون

بمون

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:36  توسط ساینا  | 

نــــــــرو

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

گفتی که می خوای بری سر و سامون بگیری

خواستی اما نتونستی به این آسونی بری

دستت ماله هر کی باشه چشمات دنباله منه

هر نگاهت انگاری اسمم رو فریاد میزنه

من خیالم راحته تا پای جون بودم برات

تو ندونستی چی میخوای تا بریزم زیر پات

همه آرزوهامون دیگه فقط یه خاطره ست

نفسم بودی ولی یه تجربه شدی و بـــس
 


                               ***************************************

 

چرا خیـــــــــــــــــانت کــــــــــــــــــردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

وقتی نگاتو توو نگاهش دیدم

کاش می شد یه جوری می مردم

من باید وقتی دیدم با اونی

پیش روت تیغ و رو  رگهام می بردم

دروغ بود همه حرفات دروغ بود

خدا می دونه با کی هستی این روزا

دروغ بود همه حرفات دروغ بود

حق من این نبود نه حقم این نبود 

که تو بری و بمونم من تنها

یادت می یاد گفتی بهم عزیزم

غیر ممکنه عشقتو دور بریزم 

آخه مگه گناهم چی بود که چشمامو تر کردی

رفتی و حالا می گی نمی شه برگردی ...

دروغ بود همه حرفات دروغ بود ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:35  توسط ساینا  | 

فــــــریاد بی صــدا

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست

اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلب هاست

 اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست

 اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستین من به توست

 اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست

 پس با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم

 



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:32  توسط ساینا  | 

دخترا چند نوع داداش دارن؟!

دخترا چند نوع داداش دارن؟! باحاله نه
1- داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره

2-  داداش اینترنتی تا هروقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرن و بدون وجدان اد لیستشونو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن!

3- داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه

4- داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه

5- داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه

6- داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش)!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:30  توسط ساینا  | 

چهار چیز که حوّا نمی توونست به آدم بگه:

چهار چیز که حوّا نمی توونست به آدم بگه: 1- آدمت می كنم! 2- از شوهرای دیگه یاد بگیر! 3- قبل از تو صد تا خواستگار داشتم ! 4- می رم خونه مامانم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:29  توسط ساینا  | 

شباهت پسرها با سوسکا

پسرها با سوسکا 6 شباهت دارند:




1 مثل اونا کثیفن


2 مثل اونا تو کوچه خیابون ولند 


 3مثل اونا ترسناکند  


4 مثل اونا سیاهند


5 مثل اونا مرموزند  

6 مثل اونا از سر و کول ادم بالا می رن
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 15:28  توسط ساینا  | 

دروغ

 

 

بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام، 

این کلمه است:  

خوبم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 14:54  توسط ساینا  | 

دل من خسته ای و صدا ازت در نمییاد ...

دل من خستگیات خیلی زیاده می دونم

دل من تنهائیات پر از سواله می دونم

دل من خندیدنت فقط تو خوابه می دونم

دل من آرزوهات نقش بر آبه می دونم

دل من تحملت مثل یه کوهه می دونم

دل من عاشقیات مثل جنونه می دونم

دل من صبوری و کسی سراغت نمییاد

دل من خسته ای و صدا ازت در نمییاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 14:50  توسط ساینا  | 

عشق پدر و مادر

می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که :
پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود
... ... ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 14:49  توسط ساینا  | 

مردا مثل....!

مردها مثل « مخلوط کن » هستند . در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه دردمیخورد.


مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند . حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد .


مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند . همیشه بهشما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.

 
مردها مثل « کامپیوتر » هستند . کاربری شان سخت است وهرگز حافظه ای قوی ندارند .

مردها مثل « سیمان » هستند . وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی.

مردها مثل « جای پارک » هستندخوب هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی دربمنزل مردم.

مردها مثل « پاپ کورن » ( ذرت بو داده ) هستند . بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند


مردها مثل « باران بهاری » هستند . هیچوقت نمیدانید کی می آیند، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود

 
مردها مثل « پیکان دست دوم » هستند . ارزانهستند و غیر قابل اطمینان.


مردها مثل « موز » هستند . هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند .

مردها مثل « نوزاد » هستند در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اماخیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید!!


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 13:45  توسط ساینا  | 

دردهایی که کشیدم...!

خیلی سخته که نباشه جایی برای آشتی  ، بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته اونکه اومد و کرد دیوونه ، هوسش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

خیلی سخته اون کسی که میگفت واسه چشمات میمیره ، بره و دیگه سراغی از تو و چشمات نگیره

خیلی سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یه زخم عمیق و همیشگی

 هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت باشی حس کنی که هنوزم دوسش داری

خیلی سخته که دلت بخواد سرت رو به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

خیلی سخته که تو خیالت باهاش ساعت ها حرف بزنی ولی وقتی دیدیش نتونی چیزی بگی

خیلی سخته که گل آ رزوهاتو،تو باغ یکی دیگه ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب

بگی ((گل من باغچه نو مبارک.((

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 13:25  توسط ساینا  | 

ایراد نگیر

وقتی تموم شیرها پاکتی اند ...

وقتی تموم پلنگ ها صورتی اند ...

وقتی پهلوانهاش دوپینگی اند ...

ایراد نگیر... عشق ها همه اش ساعتی اند...

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 13:9  توسط ساینا  | 

سنجش عشق...

هر وقت خواستي بدوني كسي دوست داره
تو چشماش زُل بزن
تا عشق را تو چشماش ببيني،
اگه نگات كرد
عاشقته،
اگه خجالت كشيد،
بدون برات ميميره،
اگه سرشو انداخت پايين و يك لحظه رفت تو فكر،
بدون كه بدون تو ميميره
و اگر سرشو انداخت پايين و خنديد و حرفو عوض كرد
بدون كه اصلا دوست نداره

( فک کنم تو اخرین گزینه ای)

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 13:8  توسط ساینا  | 

تکیه گاه عشق

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم هستم

و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزد

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 12:55  توسط ساینا  | 

دوست داشتن

 

دوست داشتن
گاهی سخت می شود…!

دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید

دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت!

دوستش داری و سهم تو
از این همه، تنهایی است

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 16:22  توسط ساینا  | 

مطالب قدیمی‌تر